کار آفرینی در عصر اطلاعات وارتباطات (بخش 2 )
بخش دوم 3- نقش كار آفرینان در توسعه تكنولوژی كارآفرینی[5] اصطلاحی است كه در طول 300 سال گذشته توسط دانشمندان و صاحبنظران به صورتهای مختلفی تعریف شده است. به طور خلاصه كارآفرینی فعالیتی است مخاطرهآمیز كه فردی در پی اجرای یك ایده معمولاً اقتصادی توجه نهادهای سرمایهگذاری، علمی، صنعتی و غیره را جلب نموده و نیروی آنها را به سمت عملی نمودن ایده هدایت میكند. بنابراین یك ایده كه بر اساس یك نیاز اجتماعی شكل گرفته از ملزومات كارآفرینی است. نتیجه كارآفرینی علاوه بر نوآوری در محصولات جدید، حل نیازهای اجتماعی، ایجاد اشتغال برای دیگران، افزایش سودآوری شركتها و افراد و توسعه تكنولوژی است. كارآفرینی باعث رفع نیازها به كمك تكنولوژیهای جدید میگردد. بسیاری از محصولات تكنولوژیهای جدید خصوصاً در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، در اثر فعالیتهای كارآفرینانه بوجود آمدهاند. اكثر شركتهای فعّال در حوزه تكنولوژی مخصوصاً شركتهای مبتنی بر خلاقیت و نوآوری[6] كه فناوریهای جدید را خلق میكنند و اصطلاحاً درلبة فناوری فعّالند، شركتهایی كارآفرین هستند. افراد كارآفرین از ویژگیهای شخصیتی خاصی برخوردارند. مخاطرهپذیری، نوآوری و خلاقیت، مسؤولیتپذیری و اعتماد به نفس، توانایی ارتباطات قوی، واقعگرائی، هدفگرایی، تهاجمی بودن، تحمل ابهام و عدم قطعیت، خوشبینی و تعّهد و اعتقاد به مركز كنترل درونی بخشی از ویژگیهای این افراد است. هر فرد كارآفرین ممكن است تعدادی از این ویژگیها را داشته باشد و با شخصیت منحصر به فردی به كارآفرینی بپردازد. شخصیت از ملزومات كارآفرینی است توسعه كار آفرینی نیازمند تربیت افراد كار آفرین میباشد. در سرتاسر دنیا مراكز مختلفی برای آموزش و كارآفرینی وجود دارد اگرچه برخی از افراد روحیة كارآفرینی بیشتر را وابسته به تحولات زندگی افراد در طول سالیان مختلف میدانند ولی این تناقضی با آموزش كارآفرینی ندارد. در آموزش كارآفرینی بایستی افرادی كه بصورت بالقوه از روحیه كارآفرینی برخوردارند انتخاب شده و سپس شخصیتشان به فعلّیت برسد. علاوه بر این روشهای دیگری مثل انكوباتورها، برای تحریك كارآفرینی وجود دارد كه افراد عملاً تا سطحی از كارآفرینی هدایت میشوند و یكباره به خارج پرتاب میگردند و با حمایتها و راهنمایهای بعدی از آنها استفاده مینمایند. نقش دولت در توسعه كارآفرینی، علاوه بر ایجاد بسترهای سختافزاری، نرمافزاری و حمایتی از كارآفرینی، شناسایی، آموزش و هدایت فعالیتهای كارآفرینانه است. توسعه تكنولوژی بسیار وابسته به كارآفرینی است و نباید از آن غافل ماند. 4- فناوری اطلاعات و ارتباطات در كارآفرینی امروزه بر همه روشن شده است كه اطلاعات و ارتباطات دو قدرت مهم میباشند. این دو هم خود ارزش دارند و هم ارزش بوجود میآورند. فردی كه از بازراهای مختلف و قیمت اجناس در آن بازراها را اطلاع داشته باشد یا از گذشته و آینده بازار باخبر باشد، تصمیمات بهتری برای رسیدن به سود بیشتری می تواند بگیرد. اطلاعات علاوه بر ارزش ذاتی، جنبه دیگری دارد كه به دانش منتهی میشود و در مكانیزم تصمیمگیری و انجام بهتر آن اثر میگذارد. ارتباطات نیز مانند اطلاعات ارزشمند بوده و ارزش افزودهای متناسب با اندازه و نوع ارتباطات نصیب افراد میكند. انسانهایی كه ارتباطات متنوع، بیشتر و قویتری دارند، كارهای خود را بهتر پیش میبرند و زودتر به نتیجه میرسانند. هدف از این بخش بررسی تأثیرات فناوری اطلاعات در ارتباطات در كارآفرینی است. اطلاعات و ارتباطات دو ابزار اساسی مورد نیاز هر فعّالیت كارآفرینی است. كارآفرینی در انزوا و بدون حمایت نهادها، سازمانها و انسانها امكانپذیر نیست. كارآفرینی مستلزم كشف یك نیاز اجتماعی است. و كشف نیازهای اجتماعی به شناخت اجتماع، نیازهای آن و بافت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی آن وابسته میباشد. در شناسایی نیاز هر فعّالیت كارآفرینانه، ایدهپرداز یا تئوریسین میبایست نسبت به محیط بینش و بصیرت داشته باشد و بداند چه راهحلهایی برای رفعآن نیاز، در نقاط دیگری از دنیا ارائه شده است. مطمئناً شناسایی نیازها و ارائه راحلها بدون اطلاعات امكانپذیر نخواهد بود. بنابراین اطلاعات و دانش مانند ارتباطات از ملزومات هر فعّالیت كارآفرینی است. فناوری اطلاعات و ارتباطات جدید تحولات شگرفی در دستیابی به اطلاعات بوجود آورده و بسترهای ارتباطی قویتری را فراهم كرده است. این فناوریها اهّمیت و ارزش اطلاعات و ارتباطات را بالا بردهاند. در نتیجه كارآفرینی نیز مانند سایر امور از مزیتهای این فناوری بهره برده است. برای درك اهّمیت این فناوریها در كارآفرینی به بررسی نظریه شبكههای اجتماعی میپردازیم. طبق نظریه شبكههای اجتماعی كارآفرینی، فرایندی است كه در شبكه متغیّری از روابط اجتماعی واقع شده است و این روابط اجتماعی میتوانند رابطه كارآفرین را با منابع و فرصتها محدود یا تسهیل نمایند (1). شبكهها دارای سه ویژگی تراكم، دسترسپذیری و مركزیت میباشند، به كمك این ویژگی اثر بخش شبكهها سنجیده میشوند. تراكم به كثرت ارتباطات بین افراد، دسترسپذیری به قلمرو شبكه و تعداد واسطههای ارتباطی یا گروههای مرتبط، و مركزیت به فاصله كلی فرد از تمامی افراد دیگر و تعداد افرادی كه میتوانند به وی دسترسی داشته باشند اطلاق میگردد. براساس قانون متكالف[7] ارزش هر شبكه برابر n2 است، وقتی تعداد اعضای متصل به آن n باشد. به عنوان مثال یك دستگاه تلفن به تنهایی ارزش كاربردی ندارد و وقتی دو دستگاه تلفن متّصل در یك شبكه داشته باشیم این شبكه ارزش خاصی برابر یك ارتباط دارد. اگر دستگاه تلفنهای متصل به شبكه n عدد بشود امكان ارتباطات برابر2n است، پس ارزش شبكه یا همان ارزش ارتباطات توان دوم تعداد اعضای شبكه میباشد. البته این ارزش به شبكه تعلق دارد و هر یك از افراد به میزان و نوع ارتباطاتی كه در این شبكه برقرار میكند از ارزش آن بهره میبرند. توسعة فناوری اطلاعات و ارتباطات باعث ایجاد شبكهای عظیم با مقیاس جهانی، (اینترنت) شده است و بنابراین علاوه بر افزایش و ارزش ویژگیهای مورد ذكر در نظریه شبكههای اجتماعی، قابلیتهای ارتباطی جدیدی مانند كنفرانس از راه دور و یا فعالیتهای توزیع شده را بوجود آورده و دسترسی آسانتر و سریعتر به اطلاعات را امكانپذیر ساختهاند. در كشورهای پیشرفته اینترنت، یكی از مهمترین ابزراهای كارآفرینان است و این افراد از طریق این شبكه بر قابلیتهای خود افروده و از مزایای آن بهره میگیرند. در كشور ما به خاطر عدم توسعة قوی و قابل توجه اینترنت شاید این شبكه ابزار كارآفرینی چندان قوی محسوب نگردد، درحالیكه تلفن همراه یكی از ابزارهای مهم كارآفرینی در ایران است. بدون تلفن همراه كارآفرینی تقریباً معنی ندارد. چرا كه تلفن همراه دسترسی به افراد را از زمان خاص و محل خاص به صورت 24 ساعته تقریباً مستقل از مكان تغییر داده و در نتیجه ارزش ارتباطات را بالا برده است. بنابراین كارآفرینی كه به شدت ارتباطات قوی وابسته میباشد، به این ابزار نیازمند است. نمونههایی از كارآفرینی كه در كشور مشاهده میشود مؤید این مطلب است. به عنوان مثال گروهی از دانشجویان یك دانشگاه كه در پی یك ایده تجاری به ساخت نرمافزار انتخاب رشته و تجاریسازی و عرضه آن در هنگام انتخاب رشته كنكور سراسری پرداخته بودند، در نهایت با خرید یا اجاره چند دستگاه تلفن همراه در خوابگاه دانشجویی، فرآیند انتخاب رشته را توسط شبكهای كه در كل كشور ایجاد كرده بودند، مدیریت میكردند. در آینده انواع نرمافزارها، خصوصاً نرمافزارهای هوشمند نیز مورد استفاده كارآفرینان قرار خواهند گرفت. و این افراد به كمك این نرمافزارها فعّال خواهند بود، فرصتها را بهتر شناسایی خواهند كرد و اطلاعات دقیقتر و مناسبتری را جمعآوری خواهند نمود. دانش و مفاهیم بهتری را درك خواهند كرد و ارتباطات سادهتر و گستردهتری را برقرار خواهند نمود. نرمافزارهایی كه شخصیت و ویژگیهای افراد مختلف را كشف و شناسایی كرده و بسته به موقعیت در ارتباط با هر یك، عكسالعملهای مناسبی ارائه خواهند نمود. اینترنت و شبكههای الكترونیكی یك بستر ارتباطی هستند. برقراری ارتباط با هر فرد، شیوههای خاص او را میطلبد كه الان تا حد زیادی از دسترس ما خارج است. خصوصاً اولین ارتباط بسیار مهم است. نرمافزارهای هوشمند كمك خواهند كرد تا اولین ارتباط آخرین ارتباط نباشد. 5- كارآفرینی در فناوری اطلاعات و ارتباطات تحولاتی كه در سالهای اخیر در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات بوجود آمده است و عصر اطلاعات را شكل داده و همچنان پیش میتازد و در جوامع و فرهنگها دگرگونی ایجاد، مرهون تلاش افراد بسیاری از جمله كارآفرینان است. كارآفرینان اطلاعات، شرایط عصر اطلاعات را شناخته و با كارآفرینی خود ملزومات این عصر را پیدا كرده و با شیوههای خاص خود آن را ایجاد میكنند حتی بروز عصر اطلاعات هم از نتایج كارآفرینی است. اینترنت بزرگترین و قویترین شبكه ارتباطی دنیا، نمونهای روشن از كارآفرینی است. در طول تاریخ كدام یك از كارآفرینان توانستهاند نیازی را كشف كنند كه پس از رفع آن تحوّلی در كل دنیا داده و بستری برای كارآفرینی سایر افراد ایجاد نمایند. شایسته است این كارآفرینی كه خود بستری برای كارآفرینی دیگران شده است را ابركارآفرینی بنامیم در سالهای اخیر نمونههای بسیاری از كارآفرینی در اینترنت به ثبت رسیده است، از آنجایكه تاكنون چنین شبكه عظیمی در تاریخ بشر وجود نداشته است. زمینههای فعالیت در آن بكر بوده و فرصت برای نوآوری و خلاقیت بسیار است. شركتهای اینترنتی و شركتهای Com در چند سال اخیر ایجاد، و به سرعت رشد كردند. شركتهایی مانند Yahoo، ebay،Amazon و دیگران در مدت كوتاهی توانستهاند ارزش بسیاری را كسب نمایند. آمارها نشان میدهد كه در طی 5 سال آخر قرن گذشته ارزش برخی از این شركتها بیش از 200 برابر شده است درحالیكه میزان رشد سودآوری آنها كمتر از 10 برابر بوده است. كارآفرینی در اینترنت به این موارد خلاصه نمیشود و موارد بسیاری خصوصاً در زمینه نرمافزارهای مبتنی بر شبكه و همچنین محتویات شبكه وجود دارد. كارآفرینی در شیوههای جذب مشتریان اینترنتی، بازاریابی اینترنتی، همكاریها و شبكههای مجازی، الكترونیك، واقعیت مجازی، آموزش و كار از راه دور و … همه و همه گستردگی كارآفرینی در عصر اطلاعات را نشان میدهند. بازار گسترده اینترنت فرصت خوبی برای صادرات نرمافزار است. اینترنت شبكهای مجازی است كه تا حد زیادی مستقل از محل می باشد. این شبكه بازاری بدون مرز است كه میتوان به راحتی در آن تجارت نمود. درخشش شركتهای اینترنتی فرصت مناسبی برای صادرات نرمافزار است. برای این منظور میبایست افراد كارآفرین با ایدههایی نو، شركتهایی اینترنتی را تاسیس كنند و پس از مدتی كه ارزش فوقالعادهای یافتند آنها را بفروشند. همانطور كه گفتیم سودآوری این شركتها اهمیت زیادی ندارد بلكه فروش آنها منبع درآمد و در نتیجه صادرات نرم افزاری خواهد بود. «كار آفرینی موتور توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات است» با كارآفرینی است كه نیازها شناخته میشود و با رفع نیازها پیشرفت حاصل میشود. كشورهای پیشرفته به این دلیل پیشرفتهاند كه در فناوری پیشرفت كردهاند و توسط آن، هم اقتصاد جهان را در اختیار گرفته، هم قدرت نظامی شدهاند و هم فرهنگ جهان را به سوی خواستههای خود هدایت میكنند. كارآفرینی اطلاعات [8]در سطوح مختلف الف- سختافزار ب- نرمافزار ج- اطلاعات د-ارتباطات هـ- كاربرد، انجامپذیر است. در هریك از این سطوح فرصتهای بسیاری برای كارآفرینی وجود دارد. كه نیازمند حمایت مراكز سرمایهگذاری و تلاشهای كارآفرینانه است. كارآفرینی در حوزه اطلاعات بسیار راحتتر و عملیتر از كارآفرینی در سایر حوزههاست. به عنوان مثال در حوزه نیروگاه هستهای به دلیل كاربرد محدود، ایدههای كمتری وجود دارد و به علاوه سرمایهگذاری فوقالعاده زیاد و درصد امكانپذیری كم، مانع هر فعّالیت كارآفرینانه است و درحالیكه در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات كه درهمه جا گسترده شده است، ایدههای بسیاری خلق میشود و میزان سرمایهگذاری مورد نیاز كه ایدهها را به نتیجه برسانند چندان زیاد نیستند. بنابراین كارآفرینی اطلاعات به راحتی انجام میشود و این خود دلیلی بر سرعت نمایی رشد فناوری اطلاعات است. 6- نتیجهگیری ملاحظه شد كه فناوری اطلاعات و ارتباطات تحولات زیادی در كلیه فعالیتهای اجتماعی ازجمله كارآفرینی بوجود آورده و به عنوان مهمترین ابزار كارآفرینی مدرن مورد توجه قرار گرفته است. همچنین كارآفرینی در فناوری اطلاعات پهنه وسیعی برای فعالیت دارد. كارآفرینی لازمة توسعه فناوری و توسعه فناوری بستر كارآفرینی است. براین اساس اهّمیت نقش بسترسازی كارآفرینی و وظیفه دولت مشخص میشود. دولت باید بستر كارآفرینی در حوزه فناوری اطلاعات كه همان شبكههای ارتباطی و اطلاعاتی میباشد را توسعه دهد و تقویت كند و امكان دسترسی آسان همگان به این شبكهها را فراهم نماید. ضمن اینكه فرهنگ استفاده از شبكهها را ایجاد كرده و گسترش دهد و قوانین و مقررات لازم را تدوین و اجرا نماید. فرار مغزها كه خصوصاً در فناوریهای نو بیشتر رایج است، از نتایج ضعف كارآفرینی در كشورهای در حال توسعه است. بسیاری از نیروهای تحصیل كرده این كشورها، صرفاً علمی بار آمده و تربیت شدهاند و باید توسط دیگران مدیریت شوند؛ افرادی هم كه شخصیت كارآفرینی دارند بستر كارآفرینی را در این كشورها نمییابند. جالب اینكه تمركز كشورهای توسعه یافته بیشتر بر فعّالیتهای كارآفرینانه تربیت نیروهای داخلی خود در این حوزه است و از این طریق نیروهای متخصص خارجی را بكار میگیرند و در راستای اهداف خود از آنان بهرهبرداری میكنند. كارآفرینان میتوانند مشاغلی در لبة تكنولوژی برای متخصصین داخل كشور ایجاد كنند و در اثر رضایت شغلی كه بوجود میآورد علاوه بر كلیه مزیتهای كارآفرینی از فرار مغزها نیز جلوگیری نماید. دولت باید علاوه بر ایجاد بسترهای سختافزاری و نرمافزاری فناوری اطلاعات و ارتباطات و رفع موانع آن، زمینههای حمایت از فعالیت كارآفرینان را فراهم كند، نهادهای سرمایهگذاری لازم را تاسیس نموده و با نهادهای آموزشی، پژوهشی و انكوباتورها به صورت هدفدار افراد بالقوه كارآفرین متخصص را شناسایی كرده و كارآفرینی را در آنها به فعلّیت برساند و از مزیتهای این انسانها متعهد در پیشبرد اهداف كشور بهره بگیرد. دولت در بند ب تبصره 11 ماده واحده قانون بودجه سال 80 مبلغ 5/1 میلیون تومان وام خود اشتغالی برای جوانان در نظر گرفته است. واقعیت این است كه بسیاری از جوانان بیكار مشكلشان داشتن این مبلغ نیست بلكه مشكل آنها نداشتن راهحل یا آماده نبودن بسترهای كارآفرینی است. چقدر مناسب است كه در سالهای آتی دولت بودجه را با هدایت صحیح صرف بسترسازی فعّالیتهای كارآفرینانه نماید و از این طریق در فناوریهای نو به خصوص فناوری اطلاعات و ارتباطات ایجاد اشتغال كند. به نقل از :http://www.poroge.com کار آفرینی در عصر اطلاعات وارتباطات (بخش 1)
چكیده: ارابه ی فناوری اطلاعات و ارتباطات به سرعت به پیش میتازد و جوامع دنیا را دستخوش تغییرات بنیادی میكند. فعالیتها، مشاغل، مهارتها، فرهنگها، نیازها و… همه و همه تحت تاثیر این فناوری قرار گرفته و متحّول شدهاند. عصر اطلاعات و اتباطات آغاز شده است. بیشك كارآفرینی سهم عمده و نقش ویژهای در توسعه این فناوریها داشته و دارد؛ اگرچه این فناوریها نیز خود بر كارآفرینی تاثیر گذار بوده و به عبارتی كارآفرینی مدرن را بوجود آوردهاند. این مقاله به بررسی روابط متقابل كارآفرینی و فناوری اطلاعات و ارتباطات پرداخته و با مثالهایی ویژگیهای كارآفرینی در عصر اطلاعات و ارتباطات را تبیین نموده است. همچنین پیشنهاداتی برای گسترش كارآفرینی اطلاعات در كشور یا بهرهبرداری مناسب از آن نیز، در این مقاله ارائه شده است. مقدمـــه: جهان در سالهای اخیر شاهد انقلاب اطلاعات وارتباطات بوده و تحولات اجتماعی عظیمی در آن به وجود آمده است، به طوری كه در اثر این تحولات، قرن جاری به نام فناوری اطلاعات و ارتباطات به ثبت رسیده است. در عصر اطلاعات و ارتباطات سطح بینش و آگاهی مردم افزایش یافته وكلیة فعالیتهای جمعیت رو به انفجار دنیا با مزیتهای این عصر، در قالب شبكههای ارتباطی به تعادل رسیده و كنترل شده است. در این عصر دنیا دهكدهای متصل است كه افراد آن در هر لحظه كه بخواهند به هر گوشه آن میتوانند مسافرت كنند، از اخبار آن مطلع شوند و یا بدان جا پیغام بفرستند. اینترنت، تلفنهمراه، محاسبات بیسیم، نرمافزار و سختافزار، هوش مصنوعی و … پدیدههای این عصر هستند. فناوری اطلاعات و ارتباطات بر كلیه فعالیتهای اجتماعی از جمله كارآفرینی اثرگذاشته و در بسیاری از آنها تحولات اساسی بوجود آورده است. امروزه كارآفرینی به شدت به بسترهای فناوری اطلاعات وابسته است و از آن بهره زیادی میگیرد. شاید اغراق نباشد اگر كارآفرینی مدرن بدون فناوری اطلاعات را امری غیرممكن بدانیم. از سوی دیگر توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات خود مرهون كارآفرینی است. فعالیتهای كارآفرینانه باعث شناخت نیازها، خلق ایدهها و تولد فناوریها میشوند. كارآفرینی موتور توسعه فناوری و خلق فناوریهای جدید است. كشورهای پیشرفته، سردمداران بهرهگیری از كارآفرینی و توسعه فناوری هستند. تحولات جهانی نشان میدهد كه فناوری اطلاعات و ارتباطات مهمترین زمینه فعالیت این كشورها در قرن اخیر شده است. كشورهای در حال توسعه نیز به سرعت به سمت دستیابی ازفناوری اطلاعات و استفاده از آن حركت میكنند. به عنوان مثال دولت كره از پنج زمینه فعالیت تكنولوژیك خود یعنی فناوری اطلاعات، بیوتكنولوژی، نانوتكنولوژی، فناوریهای محیط زیست و فناوریهای فرهنگی به فناوری اطلاعات بالاترین اولویت را داده است. با این اوصاف شایسته است كه كشور ما نیز با سرعت هرچه بیشتر فعالیت خود را در حوزه این فناوری تعمیق بخشد تا بتواند در دنیای رقابتی عصر اطلاعات حرفی برای گفتن داشته باشد. درعصری كه ماهیت كارها، ماهیت مشاغل و ماهیت مهارتهای لازم عوض شده است، این كارآفرینی است كه به چالش طلبیده میشود. در این مقاله، ابتدا به بررسی ویژگی عصر اطلاعات و معرفی كارآفرینی پرداخته، در ادامه نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در كارآفرینی و كارآفرینی در فناوری اطلاعات و ارتباطات را بررسی كردهایم. 2- فناوری اطلاعات و ارتباطات، ابزار عصر اطلاعات امروزه اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات[1] به منظور افزایش سرعت و دقت فعالیتهای مختلف سازمانها و ارتباط اجزای مختلف آن با یكدیگر و در نتیجه بالا بردن بهرهوری آنها به روشنی مشخص شده است. خصوصاً سازمانهایی كه بخشهای مختلف آن در مناطق جغرافیایی پراكنده و دور از یكدیگر قرار گرفتهاند و یا موسساتی كه موظف به انجام كارهای متنوع و متعدد هستند، بسیاری از مشكلات خود از طریق این تكنولوژیها رفع میكنند. انقلاب اطلاعات و ارتباطات یكی از اصطلاحاتی است كه با رشد تكنولوژیهای اطلاعاتی در كنار انقلاب صنعتی مفهوم پیدا كرده است. همانگونه كه در اثر انقلاب صنعتی، مجموعهای از كارخانهها، ابزار و ماشینآلات، اتومبیلها و غیره به كمك انسان آمدند و بسیار از كارهای بدنی او را بر عهده گرفتند، انواع محصولات تكنولوژی اطلاعات، نیز شامل سخت افزارها و نرمافزارهای كامپیوتری، شبكههای مخابراتی، سیستمهای ماهواره و غیره برای كمك به آن دسته از مسایل انسان كه با اطلاعات سر و كار دارند بوجود آمده و توسعه یافتند.كاربردهای این تكنولوژیها شامل انواع محاسبات و پردازشهای روزمرّه، تجارت، اطلاعرسانی، مسایل علمی، مدیریت، ارتباط مستقیم از راه دور وغیره می باشد. تجارب گوناگون سازمانهای مختلف در سطح دنیا نشان میدهد كه تكنولوژی اطلاعات به راحتی بسیای از مشكلات سیستمهای اطلاعاتی را رفع میكند. تكنولوژی اطلاعات قابلیتهای زیادی در رفع مشكلات سازمانها دارد. به عنوان نمونه به چند مورد از مزایای تكنولوژی اطلاعات اشاره میشود. < افزایش سرعت محاسبه و پردازش سریع اطلاعات و انتقال فوری آن، زمان انجام كار را كاهش و در نتیجه بهرهوری را افزایش میدهد. تكنولوژی اطلاعات امكان جستجو و دستیابی سریع به اطلاعات را نیز فراهم میكند. < افزایش دقت در مشاغل مبتنی بر انسان دقت انجام كار متغیر است؛ درحالیكه تكنولوژی اطلاعات دقتی بالا و ثابت را تامین و تضمین میكند. در انواع فعالیتهای پردازشی و محاسباتی دقت كامپیوتر به مراتب بیشتر از انسان است. < كاهش اندازة فیزیكی مخازن اطلاعات با توسعة تكنولوژی اطلاعات و بكارگیری آن دیگر لزومی به حمل و نگهداری حجم زیادی از كتابهای مرجع تخصصی وجود ندارد. به راحتی میتوان در هر دیسك فشرده اطلاعات چندین كتاب را ذخیره نمود. مركز تحقیقات كامپیوتر علوم اسلامی قم، از جمله مراكزی است كه به انجام این وظیفه مشغول است. < رفع برخی از فسادهای اداری استفاده از تكنولوژی اطلاعات شفافیت در انجام كارها را افزایش میدهد و بسیاری از واسطهها را حذف میكند. این دو مزیت كلیدی منجر به رفع برخی از فسادهای اداری خصوصاً در سطوح پایین میشوند. < ایجاد امكان كار تمام وقت به كمك تكنولوژی اطلاعات بسیاری از استعلامها و مراجعات افراد و غیره از طریق شبكههای كامپیوتری و به صورت خودكار انجام میگیرد. بنابر این میتوان به صورت 24/7([2]) از آن بهره گرفت. < ایجاد امكان همكاری از راه دور مخابرات، تلفن، تله كنفرانس، ویدئو كنفرانس و همچنین سیستمهای همكاری مشترك و غیره نمونههایی از كاربردهای تكنولوژی اطلاعات در این زمینه هستند. < كاهش هزینههای سیستم یا سازمان با توجه به موارد فوق به خصوص افزایش سرعت كه باعث انجام تعداد كار بیشتر میشود و انجام كار تماموقت، بهرهوری سیستم افزایش مییابد و در نتیجه باعث كاهش مقدار زیادی از هزینهها میگردد. آنچه مسلّم است تكنولوژی اطلاعات به منزلة یك سلاح و ابزار جدید برای فعالیت جهان معاصر محسوب میشود كه عدم استفاده از آن انزوای كشور و در نهایت حذف شدن از جامعة جهانی را به دنبال خواهد داشت. آی تی چیست؟
از ابتدای دهه 1380 با اوج گرفتن مباحث مربوط به سیستمهای اطلاعاتی و فناوری اطلاعات در ایران، دانشگاههای کشور در صدد برآمدند تا دوره های مختلف تحصیلی را در این رشته ها برگزار نمایند. این خواسته با تصویب رشته مهندسی فناوری اطلاعات در دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد و رشته مدیریت فناوری اطلاعات در دوره کارشناسی ارشد به تحقق پیوست. در این مقاله سعی بر آن خواهیم داشت تا با مراجعه به سرفصلهای یکی از این رشته ها و نگاهی به گذشت دو سال از شروع این رشته ها در ایران و همچنین اهداف فناوری اطلاعات در ایران بررسی کنیم که آیا این رشته ها با دروس خود و همچنین توانایی های دانشگاهی ما چه محصولاتی را پدید خواهند آورد؟ و آیا این محصولات مشکلات جامعه ما را حل خواهند نمود؟ - فناوری اطلاعات چیست؟ Information Technology یک واژه نسبتاً جدید است و شاید جایگزین مناسب و خوبی نباشد که به زبان انگلیسی اضافه شده است. مترادف آن در فرانسه Informatique و در روسی Informatika می باشد. برای بسیاری از مردم، فناوری اطلاعات مترادف با یک فناوری جدید است که از وسایل دارای ریز پردازنده استفاده می کند. مانند: ریزکامپیوترها، تجهیزات اتوماتیک، واژه پردازها و غیره . اما استفاده از دست ساخته های بشر برای گردآوری، تولید، ارتباطات، ثبت و ضبط، بازآرایی و استخراج اطلاعات به زمانی فراتر از زمان حاضر باز می گردد. برای حرفه ای ها، به معنای معرفی یک دوره جدید است. فناوری اطلاعات، اندیشه ای است برای آنکه اصول، رویه و واژگان کار با اطلاعات می تواند در یک الگوی سیستماتیک متحد رفتار کنند. بدبینان ممکن است بگویند که واژه فناوری اطلاعات فقط تلاش می کند که برخی از پیشرفتهای هدفمند تجاری الکترونیک و حرکات هدفمند سیاسی برای کنترل دستیابی به اطلاعات را ارزشمند سازد. حقیقت پشت این رفتار هر چه باشد، برای آنکه فناوری اطلاعات بتواند به عنوان یک فناوری یعنی کاربرد یک علم کاربردی باشد، باید دانش شناخته شده ای از اطلاعات وجود داشته باشد. البته واژه علم اطلاعات بکار رفته و مورد استفاده قرار گرفته است و به شاخه ای از تقسیمات کتابداری با بازیابی اتوماتیک اسناد چاپی اطلاق شده است. اما با توجه به کلیه جوانب کار با اطلاعات، محدودیت های بسیار زیادی در این شاخه نوظهور از فناوری موجود است. بیان مناسب آن است که شخص باید به دانش فراوری سیستمهای الکترونیکی و علوم کامپیوتر چنان بنگرد که به تولیدات همگرای آنها صورت مشخصی بدهد. در هر دو علم بدبینانی وجود دارند و این بدبینی هنگامی از بین خواهد رفت که علم اطلاعات به یک بلوغی برسد که بتوان آن را فناوری اطلاعات نامید. ما نباید برای این منظور در این مرحله فرمول دقیق و جامعی ارائه کنیم بلکه باید بیشتر تلاش شود که با مثالها توضیح داده شود و در بخشهای اصلی و اساسی شرح و بسط داده شود. مباحثی که بطور جاری، در زیر چتر فناوری اطلاعات قالب بندی می شوند. 3- رشته مهندسی فناوری اطلاعات: در مقدمه سرفصل دروس رشته مهندسی فناوری اطلاعات چنین آمده است که : ” در اجرای اصول مختلف قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، نظر به حجم عظیم اطلاعات از طرفی و نقش بلا انکار آن در کیفیت مدیریت و اداره امور و همچنین نقش ابزاری تکنولوژی کامپیوتر در کیفیت جمع آوری و سازماندهی اطلاعات از طرفی و نقش امکانات در نشر و انتقال سریع آن، پس از بررسی و مطالعه مباحث فنون کامپیوتر و شبکه های اطلاعاتی و همچنین مدیریت، دوره کارشناسی فناوری اطلاعات تدوین می گردد.” همچنین در همان جزوه اهداف دوره، تربیت کارشناسانی ذکر شده است که در زمینه مطالعه، طراحی، ساخت، راه اندازی و نگهداری سیستمهای سخت افزاری و نرم افزاری، جمع آوری، سازمان دهی، طبقه بندی، استفاده و انتقال اطلاعات تبحر لازم را داشته باشند و نقش و توانایی آنها به شرح زیر خواهد بود: 1- مطالعه، بررسی و امکان سنجی سخت افزار، شبکه و نرم افزار مورد نیاز 2- جمع آوری، سازماندهی و طبقه بندی اطلاعات 3- ایجاد و نگهداری نرم افزارهای مورد نیاز مانند: پست فارسی، ابزار جستجوی اطلاعات فارسی، گفتگوی فارسی و … 4- طراحی و پیاده سازی شبکه های محلی 5- مطالعه و بررسی ابزار مخابراتی مناسب برای انتقال اطلاعات 6- مطالعه و بررسی سیستمهای نرم افزاری مناسب برای سازماندهی و استفاده اطلاعات مانند: سیستمهای عامل، سیستمهای بانک اطلاعاتی و … 7- مطالعه و شناسایی شیوه های جدید برای اطلاع رسانی در ضرورت و اهمیت دوره نیز چنین آمده است : 1- حجم عظیم اطلاعات و عدم امکان جمع آوری ، سازماندهی، انتقال و استفاده آنها به شیوه های سنتی 2- نقش سرعت، دقت و صحت اطلاعات در مدیریت و عدم امکان تامین آنها بدون استفاده از تکنولوژی کامپیوتر و اینترنت. 3- نفوذ روزافزون تجهیزات کامپیوتری و مخابراتی در جوامع بشری و لزوم ارتباط آنها به منظور اطلاع رسانی سریع. 4- لزوم همگامی با جوامع بشری و استفاده از امکانات روز در یک نگاه کلی به عناوین زیبای فوق و همچنین دروس طراحی شده برای دوره براحتی خواهیم فهمید که محصولات این دوره، اقیانوسهایی به عمق یک سانتی متر خواهند بود که حتی توانایی حداقل در بعضی موارد بالا را ندارند. تناقض فوق از آنجا ناشی می شود که طراحان رشته بر خلاف تعریف جهانی و استاندارد فناوری اطلاعات به عنوان یک اندیشه و باور، آن را ابزار اندیشیده و آنهم فقط یک ابزار بنام کامپیوتر. جدا از دروس عمومی که طبق قوانین باید در تمامی رشته ها باشد، در دروس پایه این رشته: دروس ریاضی عمومی 1 و2_ معادلات دیفرانسیل _ آمار و احتمالات کاربردی _ کار گاه عمومی و فیزیک 1 و2 به چشم می خورد. ما چه حد ریاضیات از دانشجویان این رشته انتظار داریم. دید سنتی به وجود دروس ریاضی عمومی در تمامی رشته های مهندسی بدون توجه به نیاز آن رشته به این دروس نشأت گرفته از تفکر دهه 1960 آمریکاست که ما را بر آن داشته است که در تدوین رشته های جدید در سال 2000 نیز همان تفکر را پیگیری کنیم. در سر فصلهای بسیاری از دانشگاههای دنیا می بینیم که در کل سه یا چهار سال تحصیل دوره کارشناسی ، یک یا دو درس با نام ” ریاضی کاربرد در مهندسی فناوری اطلاعات” که شامل : توابع یک و چند متغیره، حد، مشتق، انتگرال، جبر خطی، منطق، گراف، درخت، آمار و احتمال و … است دارد. به عقیده نگارنده چنین درس 4 یا 6 واحدی به مراتب کاربردی تر و مورد استفاده تر از 15 واحد از 5 درس ریاضی است که دانشجو را در سال اول به خود مشغول می دارد. یا در رشته مهندسی فناوری اطلاعات چه لزومی به ارائه درس فیزیک 1 که به مباحث مکانیک می پردازد وجود دارد و بدون ارتباط با درس فیزیک 2 که به مباحث الکتریسیته می پردازد و برای این رشته موردنیاز، پیش نیاز است. بدیهی است که این دروس نه چندان مورد نیاز باعث می شود که مانند تمامی رشته های مهندسی که طراحی آنها به اوایل دهه 1360 بر می گردد، دانشجویان به جای پرداختن به مباحث اصلی رشته خود به دنبال خواندن دروسی باشند که به آنها نیاز جدی در ادامه نخواهند داشت و از رشته و دانشگاه زده می شوند که خود جای بحث مفصل دیگری خواهد داشت. البته جای خوشبختی است که نسبت به درس مهندسی نرم افزار، درس ریاضی مهندسی حذف شده است. در بخش دروس اصلی، 90% درس ها را دروس رشته مهندسی نرم افزار تشکیل می دهد با این تصور که کار اصلی فارغ التحصیلان با کامپیوتر است و این نشات گرفته از همان تفکر ابزاری به فناوری اطلاعات است نه اندیشه ای. به کامپیوتر به عنوان یک ابزار فناوری اطلاعات نگاه نشده بلکه به عنوان خود فناوری اطلاعات نگاه شده است. جالب آنست که در موضوعات درس مبانی کامپیوتر و برنامه سازی به تدریس زبان پاسکال اشاره شده است که سالهاست از رده خارج شده است. و جالبتر آنکه خود دانشگاههای طراح، در این درس زبان جاوا که یک زبان oop است و بسیار برای این رشته مفید است را تدریس می کنند. اگر بپذیریم نقش سخت افزار نیز در فناوری اطلاعات مهم است، از مجموع 61 واحد دروس اصلی رشته، فقط 15 واحد را دروس سخت افزاری تشکیل می دهند و در بین آنها درسی بنام مبانی الکترونیک دیجیتال دیده می شود که به عقیده اهل فن، مباحثی که در این درس گنجانیده شده است ( از مشخصات عملی مدارات دیجیتال تا cmos) حدود 12 واحد رشته مهندسی الکترونیک و 8 واحد رشته مهندسی نرم افزار است که طبیعتاً تدریس همه این مباحث در یک نیمسال اولاً امکان پذیر نیست ثانیاً در صورت تدریس این موارد به مانند نک زدن گنجشک خواهد بود و به همان مبحث اقیانوسی به عمق یک سانتی متر باز می گردیم. در دروس اصلی به درس اصول و مبانی مدیریت و همچنین درس رفتار سازمانی برخورد می کنیم که باز شامل حدود 15 واحد رشته های مدیریت است ( سازمان_ منابع انسانی_ مالی_ بازاریابی_ رفتارسازمانی) که باز هم بدیهی است که استاد و دانشجو در این دروس، در کلاف سردر گمی گرفتار خواهند آمد که هر مبحث را آغاز و بدون پایان به مبحث دیگر خواهند پرداخت. جالب است در کلیه درس های این رشته به درسی مانند تجزیه و تحلیل سیستمهای اطلاعاتی یا سیستمهای اطلاعاتی مدیریت (MIS) که موضوعیت اصلی رشته می باشد بر نمی خوریم.دانشجو در این رشته یاد نمی گیرد که اگر در سیستمی می خواهد اندیشه فناوری اطلاعات را پیاده سازد باید آن را بشناسد و سپس دسترسی به اطلاعات را آسان سازد. در دروس تخصصی رشته بدون آنکه دانشجو مفاهیم سیستمهای اطلاعاتی را بداند، یک راست به سراغ بحث کنترل پروژه فناوری اطلاعات رفته و بدون دانستن مفاهیم مدیریت استراتژیک یک راست به بحث مدیریت استراتژیک فناوری اطلاعات می پردازد که البته با مراجعه به مباحث و کتب مرجع معرفی شده ، متوجه می شویم که منظور استراتژیها در فناوری اطلاعات بوده که به مدیریت استراتیک تغییر نام داده است. در ذیل درسی بنام مهندسی فناوری اطلاعات 2 به بحث اخلاق کامپیوتری می پردازد که گرچه لازم است اما دانشجو با این نام درس و مباحث ذیل آن چه تعبیری خواهد داشت، بماند. در کل رشته از آشنایی دانشجویان با سیستم عامل XML ,UNIX,LINUX که احتیاج روزمره آنانست خبری نیست. گذشته از آنکه جای دروسی مانند e-Learning وGovernment e- و … در این مباحث خالیست که البته درسی بدون سرفصل و مرجع به نام مباحث نو در فناوری اطلاعات صفحه سفیدی را در سرفصل به خود اختصاص داده است. 4- وضعیت دانشگاهها: با نگاهی به دانشگاههای مجری رشته متوجه خواهیم شد که رشته معمولاً در دانشکده های کامپیوتر ارائه می گردد و دانشکده خاص یا حتی درون دانشکده، دپارتمان خاص خود را ندارد. و جدا از کمبودهای مکانی، این از آنجا ناشی می شود که به این تصور نرسیده ایم که رشته ترکیبی از کامپیوتر، مدیریت و اطلاع رسانی است و این رشته، یک رشته نیست. گذشته از این، وضعیت اساتید در این رشته نیزجای بحث دارد. همانطور که اشاره شد، رشته فناوری اطلاعات میان رشته ای بوده و یک رشته خالص نیست. متاسفانه قبل از راه اندازی رشته، به این حقیقت که لازمست ما در این رشته، اساتیدی میان رشته ای داشته ای داشته باشیم توجهی نشده است. مثلاً در درس تجارت الکترونیک لازمست استادی داشته باشیم که اقتصاد بداند، بازاریابی بداند، کامپیوتر بداند، با پروتکل های اینترنت و امنیت آشنا باشد. حال در کل جامعه ایران چند نفر برای تدریس چنین درسی داریم؟ ما همیشه در طراحی رشته های میان رشته ای، ترکیب موضوعات را به دانشجو واگذاشته ایم. درس های متنوع از رشته های مختلف را طراحی کرده ایم و اساتیدی متبحر در هریک از رشته ها را به کلاس فرستاده ایم و از دانشجو خواسته ایم خودش مباحث را ترکیب کند و رشته اش را بدست آورد که این مطلب در رشته فناوری اطلاعات ما را به ترکستان خواهد برد. در طراحی دروس هم همین امر مشاهده می شود. درس های گسسته از سه رشته طراحی کرده ایم اما از دروس ترکیبی به ندرت استفاده کرده ایم، چون استاد ترکیبی نداریم . جالب آنست که بر حسب دانسته های استادمان درس طراحی کرده ایم نه بر حسب نیاز دانشجویمان. و با این طراحی انتظار هم نداریم تا دانشجویان ترکیبی هم داشته باشیم. دانشجویان از هر مطلب چیزی می دانند اما در حقیقت خاصیتی کاربردی ندارند چون ترکیبی درس نخوانده اند. بجای آنکه ابتدا تعدادی از اساتید را برای دوره های تخصصی ترکیبی مانند: تجارت الکترونیک_ آموزش الکترونیک و … به خارج اعزام کرده و سپس رشته را راه اندازی کنیم، خیال خود را راحت کرده و دروس گسسته طراحی کرده ایم و در واقع صورت مساله را پاک کرده ایم. متاسفانه در کشورمان همیشه برنامه ای را اجرا کرده ایم و سپس به دنبال نیازهای اجرایی آن گشته ایم. برای رشته ، استاد، کتاب، مقاله و … تهیه نکرده ایم و رشته را راه اندازی کرده ایم. 5- سخن آخر: ممکن است بسیاری از صاحبنظران با عقاید نگارنده موافق نباشند، که نظر همگان محترم می باشد. اما در کشور ما پروژه های فناوری اطلاعات به زودی غیر قابل شمارش خواهند شد و توانایی متخصصان داخلی برای انجام آنها لازم است.امروزه اکثر پروژه های فناوری توسط مهندسین کامپیوتر و در بعضی موارد مهندسین برق و همچنین متخصصان رشته های دیگر که به طور تجربی مباحث مربوط به شبکه را فرا گرفته اند انجام می شود. هیچکدام از این گروهها، سیستم را نمی شناسند، بهینه سازی نمی دانند، از علوم اطلاع رسانی و تکنیکهای اطلاعاتی ، تجزیه و تحلیل سیستمهای اطلاع رسانی خبر ندارند. و چون در کشور ما هم فرهنگ کار تیمی جا نیافتاده و تیمی از متخصصین مختلف را برای یک پروژه گردهم جمع نمی کنیم و اگر جمع کنیم، آنها باهم نمی توانند کار کنند، ما به متخصصین ترکیبی نیاز داریم. متخصصینی که از پس پروژه های سنگین فناوری اطلاعات برآمده و نیاز ما به بیگانگان را قطع کنند. اما به عقیده نگارنده متاسفانه رشته ای طراحی کرده ایم که نیازهای جامعه را برآورده نساخته و نیمه مهندسان کامپیوتری تحویل می دهد که از مدیریت چیزهایی شنیده اند. علاقمندان بجای آنکه در دانشگاه مباحث را فرا گیرند و در کلاسهای آموزشی خارج از دانشگاه تدریس کنند، مطالب را از کلاسهای آموزشگاههای خارج از دانشگاه فرا گرفته و در پروژه های دانشگاهی بکار می بندند، که جای بسی تاسف دارد. شاید لازم باشد دانشگاهیان با توجه به نیازهای آتی جامعه و با مراجعه به رشته های مرتبط در خارج کشور، بدون توجه به آنکه استاد آن درس موجود است یانه، برنامه جامعی را بریزند سپس اساتید موردنیاز را تهیه کنند. که در صورت موجود نبودن، با بورس و اعزام به دوره های تخصصی کوتاه و بلند مدت این امر را امکان پذیر سازند. ما احتیاج به متخصصانی داریم که فناوری را در سیستمهای اطلاعاتی طراحی کنند و لزوماً این فناوری، کامپیوتری کردن سیستم نیست. به نقل از سایت:http://www.poroge.com جایگاه نظام نوین ثبت احوال در دولت الکترونیک
جایگاه نظام نوین ثبت احوال در قلب بخش خدمات مشاع زیرساخت دولت الکترونیکی کشور، بسیار کلیدی و پراهمیت است و تحقق آن یکی از شروط لازم شفافیت سایر ابعاد هویتی شهروندان و تحقق سامانههای کاربردی الکترونیکی در بستر دولت الکترونیک میباشد. خدمات در دولت الکترونیک براساس ارتباط بین جامعة مشتریان با جامعة سامانههای کاربردی الکترونیکی شکل میگیرد. همانطور که در بخش «ساختار و روابط دولت الکترونیک» در ابتدای همین مستند نیز اشاره شد، روابط گوناگون میان شهروندان حقیقی و بنگاههای حقوقی با دولت، زمینهساز ارائة انواع خدمات در بستر دولت الکترونیکی خواهد بود که باعث ایجاد مفهومی تحت عنوان «جامعة سامانههای الکترونیکی دولت» میشود. ایران جزیره ای عقب افتاده در دنیای فناوری
آخرین تقسیم بندی کشورهای جهان از دیدگاه رشد در زمینه فناوری اطلاعات را با پنج گروه زیر معرفی میکند. 1-پیشتاران(Pioneers):این دسته 13در صدی از کشورهای جهان از جمله آمریکا،سنگاپور،آلمان و...به عنوان پیشتازان توسعه وکاربریفناوری اطلاعات با سرمایه گذاریهای هنگفت در این مسیر حرکت میکنند. 2-تندروندگان(Followers Fast):یازده در صد از کشورها مانند ایتالیا،مجارستان،،کویت و...با برنامه ای مدون و با اندکی تاخیر در پی کشورهای دسته اول حرکت میکنند و در گروه تندروند گان قرار می گیرند. 3-آیندگان(Commers Up):کشورهایی مانند آفریقای جنوبی،شیلی،روسیه و...با درک موفقیت راهبردی فناوری اطلاعات،برنامه ریزیهای کلانی را برای بدست گرفتن این فرصت،آغاز کرده اند کهشامل 22درصد کشورهای جهان هستند. 4-آغازگران(Beginers):این گروه که19درصد کشورهای جهان را شامل میشود مانند چین،مصر،فیلیپین و...در ابتدای راه حرکت به سمت فناوری اطلاعاتند. 5-بازماندگان(Laggards):بیشترین کشورهای جهان در این گروه 37 درصدی قرار میگیرند که در واقع هیچ گونه برنامه مدونی برای توسعه اطلاعاتی ندارند از جمله ایران. *پایان نامه ""بررسی وضعیت وب سایت های ایرانی بر مبنای معیارهای عمومی ارزیابی""به راهنمایی دکتر "محمد رضا داور پناه" توسط "نرگس خالقی" نگاشته شده است. مقدمهمقدمه اكنون در دورانی زندگی می كنیم كه از آن با عنوان عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات یاد می شود . نفوذ فناورهای اطلاعات وارتباطات در جنبه های مختلف زندگی انسان باعث شده است كه روش های ارتباط افراد ، به طور كلی تغییر كند. امروز اجتماعات به جوامع علمی و شهروندان نیز به كاربران شبكه ای اطلاعاتی تبدیل شده اند.اكنون مردم بیشتر به حقوقشان آگاه هستند و سعی می كنند كه توانانی های خود را در اخذ تصمیمات آگاهانه در جنبه های تأثیر گذار بر زندگی شان توسعه دهند . در همین راستا ایده دولت های الكترونیكی در اقصی نقاط دنیا مورد توجه قرار گرفته است و كشورهای توسعه یافته حرت هایی را در جهت نیل به این هدف شروع كرده اند . می توان گفت كه دولت الكترونیكی از حد یك ایده جدید فراتر رفته و همه كشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه ، گامهای موفقی را به سوی این هدف طولانی مدت برداشته اند . امروز افراد جامع انتظار دارند كه كلیه خدمات و سرویس های دولتی با حداقل هزینه ،حداكثر سرعت و حداقل زمان در اختیار آن قرار گیرد ، لذا این امر بسیار حائز اهمّیت است كه دولت این توانایی را داشته باشد كه بهترین خدمات را در كمترین زمان و با بهترین راندمان در اختیار اقشار مختلف جامعه قراردهد.سیستم ها و ابزارهایی كه در حال در حال حاضر در ادارات دولتی برای ارایه خدمات و اطلاعات به شهروندان مورد استفاده قرار می گیرند قدیمی بوده و روند كار در دستگاهای دولتی كند است . آنها در جلب رضایت شهروندان موفقیت چندانی ندارند .از سوی دیگر سرمایه گذاری های قابل توجهی در زمینه طراحی و به كار گیری سیستم های جدید در بخش دولتی صورت نمی گیرد ، اما با توجه به اهدافی كه برای دولت الكترونیكی مورد نظر است ، كشورها فقط در صورتی در پیاده سازی مطلوب دولت الكترونیكی موفق می شوند كه سیستم های داخلی بخش دولتی ،داده ها واطلاعات و ابزارهای مدیریتی با یكدیگر هماهنگی و سازگار باشند . ازسوی دیگر در دولت الكترونیكی هدف بر این است كه به جای اینكه زمان و منابع را به پیش پردازش و ورود اطلاعات و سازماندهی آنها اختصاص دهیم بتوانیم قسمت عمده زمان و منابع موجود را به حل مشكلات ، بررسی و ارایه راه حل های شاخص و خدمات دهی مستقیم به استفاده كنندگان خدمات دولتی اختصاص دهیم .هرچه دولت ها منابع بیشتر و سرویس های متنوع تری را ازطریق شبكه به شهروندان ارایه دهند ،نیاز به وجود یك سامانه دو سویه ارایه خدمات ،بیشتر آشكار می شود .این سیستم دو سویه علاوه بر وادار كردن شهروندان به بهره گیری از شبكه برای دریافت خدمات از دولت ، سبب می شود كه سطح مهارتها و فرهنگ جامعه اطلاعاتی نیز ارتقا یابد.
تعریف دولت الكترونیكی :
دولت الكترونیكی به صورت مختلفی تعریف می شود كه برخی از آنها عبارتند از :تعریف 1 : دولت الكترونیكی به معنای اطلاع رسانی و خدمات رسانی به موقع دقیق و كارآمد در 24 ساعت شبانه روز ، 7 روز هفته و 365 روز سال از طریق وسایل ارتباطی گوناگون مانند تلفن و اینترنت است .تعریف 2 : بكارگیری فناورهای اطلاعات و ارتباطات در ارایه خدمات اجتماعی ، اداری و اقتصادی بخصوص در بخش دولتی برای بالابردن بهره وری و نیز بهبود خدمات و ارایه اطلاعات به شهروندان ، تجار و كسبه است .تعریف 3 : دولت الكترونیك به عنوان بستر و فرآیند مدیریت بدون كاغذ در حكومت مطرح است و در آن در نهایت بسیاری از ارتباطات بین اداره ها ( با هم و با مردم ) از طریق كانال های چند رسانه ای صورت می گیرد.تعریف 4 : دولت الكترونیكی باعث می گردد كه كلیه شهروندان ، شركت های تجاری ، سازمان های دولتی و كارمندان دولت از طریق وب سایت ها در شبكه اینترنت و بدون محدودیت مكانی و زمانی به اطلاعات و خدمات دولتی دسترسی پیدا كنند .تعریف 5 : دولت الكترونیكی شكلی از commerce- E است كه توسط بخش دولتی مورد استفاده قرار می گیرد.دولت الكترونیكی یعنی خدمات دهی و تبادل اطلاعات به صورت درون سازمانی / برون سازمانی كه از طریق بهره گیری از ابزارهای مبتنی بر فناوری صورت می گیرد و به صورت ارتباط و تأثیر متقابل میان عناصر زیر تعریف می شود .
دولت و شهروندان ( G2C )دولت و تجار و كسبه ( G2B )دولت و كارمندان ( G2E )دولت و دولت ( G2G )
با توجه به این كه دولت الكترونیكی با اقشار مختلفی سروكار دارد ،ساختاری به صورت زیر برای آن پیشنهاد می شود
ساختار دولت الكترونیكی :
دولت وشهروندان ( G2C )مؤلفه دولت – شهروندان یكی از مهمترین مؤلفه های دولت الكترونیكی است . دولت الكترونیكی موجب ارتقای سطح زندگی شهروندان در همه زمینه ها می شود . در همین راستا تمركز مؤلفه G2C بر شهروند – محوری و تهیه بسته های سازمان یافته ای به منظور ارایه خدمات دولتی به صورت الكترونیكی است . با توجه به این طرح ، شهروندان با سازمانهای دولتی به صورت مجزا سرو كار نخواهند داشت بلكه از طریق یك درگاه واحد به انواع خدمات و اطلاعات دولتی مورد نیاز دسترسی خواهند داشت . به عنوان مثال نشانی تعدادی از سایت های مرتبط در این زمینه در اینجا ذكر می شود:4،3،2 . دولت و تجار كسبه ( G2B ) اكنون بازرگانان در سطح بین المللی و محلی می تواند از خدمات و اطلاعات تجاریی كه دولت به صورت سازمان یافته و مجتمع در اختیار آنها می گذارد استفاده كنند . دولت الكترونیكی در راستای ارایه خدمات و اطلاعات به بازرگانان و كسبه د مؤلفه G2B به صورت الكترونیكی و با صرف حداقل هزینه و زمان و حداكثر راندمان را انجام می دهد.4،3،3، دولت و کارمندان ( G2E ) این مؤلفه سعی در بههینه سازی نحوه ارتباطات دولت با کارمندان سازمان های مختلف دولتی دارد . کارمندان دولت باید بتوانند با صرف حداقل زمان و هزینه کارهای خود را انجام دهند . به عنوان نمونه آنها باید بتوانند به صورت الکترونیکی تقاضای وام ، مرخصی یا حقوق بازنشستگی نمایند و حتی بتوانند در منزل وظایف اداری خود را انجام دهند . باید به این نکته توجه داشت که چنانچه این مؤلفه به خوبی پیاده سازی شود در بههینه سازی ارتباطات میان شهروندان و سازمان های دولتی نیز نقش خواهد داشت و دولت الکترونیکی را در نیل به هدف شهروند – محوری یاری خواهد کرد .
این مؤلفه مربوط به روش های ارتباطی دولت ها با یکدیگر است باید تا آنجا که امکان دارد تعاملات و ارتباطات میان دولت ها نظیر تبادل اسناد واطلاعات به صورت الکترونیکی انجام پذیرد .
اهداف دولت الکترونیکی :
هدف اصلی دولت الکترونیکی ، فراهم آوردن « محیط دیجیتالی » برای ارایه اطلاعات ، ایجاد ارتباطات و ارایه خدمات است . تهیه و تدارک اطلاعات کامل و جامع در زمینه فرآیندهای اجرای ، اوراق و فرم های موجود برروی اینترنت در زمینه ارایه اطلاعات و تسهیلات برای ثبت و بایگانی فرم های الکترونیکی و ابلاغ های رسمی ارایه شده از طریق پست الکترونیکی و تشکیل میزگردهایی در مورد موضوعات روز و مورد علاقه مردم ، نمونه هایی از ایجاد ارتباطات است . انجام امور پیچیدۀ مربوط به ر فع نیازهای عمومی و تجاری مردم ( البته تا حد مجاز و قانونی ) خواسته ها و نیاز های مشتریان سازمان ها و دفاتر عمومی و دولتی نمونه هایی از ارایه خدمات است . در این راستا استفاده از فناوری اطلاعاتی مدرن . سطح خدمات ارایه شده از سوی یک نهاد یا ادارات دولتی را به طور چشمگیری گسترش می دهد.با تغییراتی که در قوانین ( برخی کشورها ) پدید می آید ، فرآیندهای اجرایی که پیش از مستلزم وجود نوشته های فیزیکی بود به روش الکترونیکی پردازش خواهد شد . برای مثال امضاهای الکترونیکی معتبر بوده و از لحاظ قانونی هم ارزش با امضای دستی و روی کاغذ است . این بدان معنی است که در ایجاد دولت الکترونیکی در راستای ارایه خدمات عمومی ، مانعی ، سد راه نخواهد بود .می توان گفت که هدف دولت الکترونیکی استفاده از پتانسیل های فناوری اطلاعات و ارتباطات به منظور تغییر دولت، از سازمان _ محوری ( Agency- centric ) و ارایۀ خدمات محدود ، به سمت شهروند _ محوری (centric citizen- ) و ارایه خدمات جامعه دولتی به شهروندان ، بازرگانان و غیره است . بعضی از اهداف دولت الکترونیکی را می توان چنین برشمرد :ارایه خدمات بهتر تأثیر مثبت در قیمت و کارآیی خدمات مشارکت بیشتر مردم در امور دولتی ارایه و به کارگیری روش های مناسب برای اداره جامعه ضرورت وجود دولت الکترونیک
ضرورت وجود دولت الکترونیک
یكی از مهمترین مقولات در جامعه اطلاعاتی، مساله دولت الكترونیك است . دولت الكترونیك برای فراهم كردن شرایطی است كه دولتها بتوانند خدمات خود را به صورت شبانه روزی و در تمام ایام هفته به شهروندان ارائه كنند. این امر در سالهای اخیر بهطور جدی در دستور كار دولتها قرار گرفته است و دولتمردان نیروهای خود را در راه تحقق چنین شرایطی بسیج كردهاند و درصدد برآمدهاند كه فرآیندهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را با كمك فناوری نوین ارتباطات و اطلاعات اصلاح كرده و از این طریق به شیوه كارآمدتری به ارائه خدمات به شهروندان بپردازند. در حقیقت، به كارگیری و گسترش دولت الكترونیك غالبا در جهت انجام تغییرات در فرآیندهای دولتی نظیر تمركززدایی، بهبود كارایی و اثربخشی است. اصولا تعریف واحدی درباره دولت الكترونیك وجود ندارد و این مساله ناشی از ماهیت پویا و متغیر فناوری است. امروزه استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات بهمنظور بهبود كارایی و اثربخشی، شفافیت اطلاعات و مقایسهپذیری مبادلات اطلاعاتی و پولی درون دولت، بین دولت و سازمانهای تابعه آن، بین دولت و شهروندان و بین دولت و بخش خصوصی دولت الكترونیك اطلاق میشود. اکنون دولت الكترونیك در ایران در بعضی حوزهها فعال است. قریب به 1000 سایت دولتی ایران با وجود همه كاستیها و نقصهایی كه در اطلاعرسانی دیجیتالی رسمی در وب وجود دارد، بخشی از روابط عمومی دیجیتالی كشور را به دوش میكشند. دفاتر دولت الكترونیك كه در استانهای مختلف كشور راهاندازی شده است، خدمات مختلف انتظامی و ثبتی را انجام میدهند و این خود یك گام رو به جلو در ارائه خدمات به شهروندان الكترونیكی ایران است. با این وجود، دولت الكترونیك ما با رویههایی كه در كشورهای غربی حاكم است، از عقبماندگی ساختاری و اجرایی رنج میبرد كه قطعا عزم ملی و ایجاد طرح جامع در این راستا، میتواند در چشمانداز بیستساله كشور، مشكلگشای بسیاری از موانع پیش روی باشد. یك استراتژی موثر در زمینه استقرار دولت الكترونیك به بهبودهای قابل ملاحظهای از قبیل موارد ذیل در دولت منجر خواهد شد؛ استراتژی استقرار دولت الكترونیك اولین گام در تدوین استراتژی دولت الكترونیك تعریف آن است. بدین معنا كه سیاستگذاران باید بدانند كه دقیقا در پی دست یافتن به چه چیزی هستند. دولت الكترونیك ظرفیتهای بالایی برای ایجاد ارتباطات الكترونیك بین دولت و شهروندان، دولت با بخش خصوصی و اجزای مختلف درون دولت دارد. هر حكومتی با توجه به شرایط خاص خود میتواند در هنگام تدوین استراتژی دولت الكترونیك مورد نظر خود، قلمرو نفوذ و گسترش این پدیده را تعریف كند. پس از این مرحله باید نسبت به تدوین استراتژی اقدام شود. این استراتژی از این لحاظ حائز اهمیت است كه برنامههای عملی مهندسی مجدد فرآیندها و رویهها را به گونهای كه در راستای دولت الكترونیك و حمایتكننده آن باشد، هدایت كرده و همچنین گامهای اولیه حركت را تعیین میسازد. این استراتژی باید دربرگیرنده مراحل زیر باشد؛ ۱- تعریف ساختار دولت الكترونیك و اجزا و عناصر كلیدی آن. ۲- تعیین مخاطبان و كاربران دولت الكترونیك. ۳- ترسیم چشماندازی كه به سادگی قابل درك و دربرگیرنده نتایج مورد انتظار از دولت الكترونیك باشد. ۴- تعیین اهداف عملیاتی كه قابل سنجش و قابل اندازهگیری باشند. ۵- تعیین خطمشیهای لازم به منظور حمایت از تحقق مطلوب دولت الكترونیك تعریف شیوهای كه میزان آمادگی سازمانی برای استقرار دولت الكترونیك را تعیین كند. ۶- تعریف فرآیند و مراحل استقرار دولت الكترونیك. مفهوم حكومتداری خوب سازمانها و افراد مختلف براساس نوع نگرش و نگرانیهای خود، تعاریف متعددی از حكومتداری خوب ارائه كردهاند كه هر یك بیانگر بخشی از این مفهوم است. قبل از بررسی تعاریف موجود در این زمینه شاید تعریف واژه حكومتداری ضروری باشد. براساس تعریف كلان، حكومتداری عبارت است از فرآیندی كه به واسطه آن موسسات دولتی به اداره امور عمومی میپردازند، منابع عمومی را مدیریت كرده و از حقوق افراد جامعه حمایت میكنند، و بنا به تعبیری دیگر حكومتداری عبارت است از شیوه به كارگیری قدرت در مدیریت توسعه اقتصادی و اجتماعی كشور. در تعریف اخیر حكومتداری مستقیما با مدیریت فرآیند توسعه پیوند مییابد و بخش عمومی و خصوصی را بهطور توام دربرمیگیرد. برخی از صاحبنظران تعریف گستردهتری از حكومتداری ارائه كردهاند. به نظر آنان حكومتداری فرآیندی است كه از طریق آن بهطور جمعی مسائل مبتلا به جامعه را حل كرده و نیازهای جامعه را برطرف میكنیم. طبق این دیدگاه، حكومتداری صرفا شامل دولت نمیشود، بلكه بخش خصوصی و افراد و گروههای جامعه مدنی را نیز دربرمیگیرد و سیستمها، رویهها و فرآیندهایی كه به نوعی در امر برنامهریزی، مدیریت و تصمیمگیری دخیل هستند را نیز شامل میشود. با عنایت به تعاریف پیش گفته و درك عمومی از مفهوم حكومتداری، میتوان گفت كه حكومتداری خوب (GOOD GOVERNANCE)، بركیفیت و نحوه انجام وظیفه حكومتداری تاكید میكند. براساس یكی از تعاریف ارائه شده، حكومتداری خوب عبارت است از انجام وظایف حكومت به شیوهای عاری از فساد، تبعیض و در چارچوب قوانین موجود. در این تعریف، حكومتداری خوب به عنوان انجام وظایف حكومت به شیوهای منصفانه مورد توجه قرار گرفته است. با این دیدگاه و براساس تعاریف متعددی كه از حكومتداری خوب ارائه شده است میتوان گفت حكومتداری خوب عبارت است از؛ فرآیند تدوین و اجرای خط مشیهای عمومی در زمینههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با مشاركت سازمانهای جامعه مدنی و با رعایت اصول شفافیت، پاسخگویی و اثربخشی به گونهای كه ضمن برآوردن نیازهای اساسی جامعه، به تحقق عدالت، امنیت و توسعه پایدار منابع انسانی و محیطزیست منجر شود. نتیجهگیری ارتباط میان دولت الكترونیك و حكومتداری خوب به قدری نزدیك است كه برخی صاحبنظران معتقدند، دولت الكترونیك اگر در نهایت به حكومتداری بهتر منجر نشود هرگز رسالت خود را به انجام نرسانیده است. دولت الكترونیك شیوهای است برای حصول اطمینان از اینكه همه شهروندان به گونهای یكسان از فرصت مشاركت در تصمیماتی برخوردارند كه به نوعی بر وضعیت و كیفیت زندگی آنها تاثیر میگذارد. این شكل جدید ازحكومتداری، شهروندان را از مصرفكنندگان منفعل خدمات دولتی به بازیگران فعال تبدیل میكند كه میتوانند درباره نوع خدماتی كه به آن نیاز دارند اظهارنظر كنند. دولت الكترونیك امكانات گستردهای را برای عینیت یافتن آرمانهای حكومتداری خوب فراهم میكند و با به كارگیری فناوریهای جدید ارتباطی و اطلاعاتی به بهبود فرآیندهای ارائه خدمات در بخش عمومی، تسریع ارائه خدمات به شهروندان، پاسخگوترشدن ماموران دولتی، شفاف شدن اطلاعات، كاهش فاصله میان مردم و دولتمردان، مشاركت اثربخشتر شهروندان و اعضای جامعه مدنی در فرآیند تصمیمگیری عمومی، گسترش عدالت اجتماعی از طریق فرصتهای برابر افراد برای دسترسی به اطلاعات و... كمك شایانی میكند و حكومتها چنانچه بخواهند در مسیر تحقق حكومتداری خوب حركت كنند باید به ابزار نیرومندی همچون دولت الكترونیك مسلح باشند.دولت الکترونیک و امکانسنجی استقرار آن در ایران
دولت الکترونیک و امکانسنجی استقرار آن در ایران خلاصه
گسترش روزافزون ارتباطات و تأثیر آن بر فضای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع، پیچیدگیهای ناشی از پیشرفت سریع و شتابان فنآوری وجود دولتی کارآمد و بهروز را بهمنظور انجام وظایف حکومتی ضروری مینماید . در مورد دولت، چگونگی کارکرد آن، مکانیزم های درونی و رابطه آن با سایر نهادهای جامعه نظریههای مختلفی مطرح شده است. علیرغم تفاوتهای روششناختی این نظریات، همه آنها بر این مسأله تاکید دارند که دولت میبایست برای انجام وظایفش کارایی خود را بالا ببرد. از جمله راهکارهای ارتقاء کارایی دولت، پیادهسازی و استقرار سیستمهاییاست که بهطور خلاصه به دولت الکترونیکی مشهور میباشند. در واقع دولت الکترونیکی یکی از پدیدههای مهم حاصل از به کارگیری فنآوری اطلاعات و ارتباطات است که تحــــولات عمیقی را در شیوه زندگی بشر امروزی ایجاد کرده است. این تحقیق بهمنظور شناسایی وضعیت بلوغ دولت الکترونیکی و معرفی الزامات استقرار کامل آن در کشور، پس از معرفی کامل دولت الکترونیک، تجربه کشورهای مختلف در زمینه پیادهسازی دولت الکترونیکی را مورد بررسی قرار داده و سپس ضمن بررسی عملکرد دستگاههای مختلف در این زمینه و مقایسه آن با تکلیفهایی که در برنامه چهارم توسعه بر عهده دستگاههای مذکور نهاده شدهاست، به بررسی وضعیت پیادهسازی دولت الکترونیک در ایران و چالشهای پیش روی آن پرداختهاست.دولت الکترونیکی یکی از پدیده های مهم حاصل از به کارگیری فنآوری اطلاعات و ارتباطات است که تحــــولات عمیقی را در شیوه زندگی بشر امروزی ایجاد کرده است . «دولت الکترونیکی عبارت است از استفاده از فنآوری، مخصوصاً کاربردهای مبتنی بر وب، تجارت الکترونیکی و سایت های اینترنتی، برای افزایش دسترسی و ارایه خدمات واطلاعات به شهروندان، شرکای تجاری، کارکنان و سایر مؤسسات» این روش، زمینة بالقوهای برای کمک به ایجاد رابطة ساده، روان، و مؤثر بین دولت و مؤسسات دولتی با شهروندان و همچنین ارایه اطلاعات و خدمات ارزان قیمت، فوری و فراگیر به کلیة گروه های تجاری استفاده کننده است. بنابراین، وظیفة دولت الکترونیکی ارایه اطلاعات و خدمات On-Line از طریق اینترنت یا سایر وسایل دیجیتالی است.این تحقیق به دنبال شناسایی وضعیت بلوغ دولت الکترونیکی و بررسی الزامات استقرار کامل آن در کشور است لذا ضرورت دارد پس از استخراج این وضعیت، یک تحلیل استراتژیک در ارتباط با نحوه اولویت بندی مراحل اجرایی به عمل آید. از این رو این مجموعه در نظر دارد با معرفی دولت الکترونیک به عنوان یکی از پدیده های مهم عصر ما به بخش های مختلف این مقوله بپردازد و راه های پیاده سازی دولت الکترونیکی را در کشورهای مختلف و به صورت اخص کشور ایران بررسی کند و با مقایسه روند روبهرشد این موضوع در سطح جهانی راهکار های مفیدی برای پیادهسازی دولت الکترونیکی و ملحقشدن کشورمان ایران به این عرصه از تکنولوژی نوین ارائه دهد.چندی است که اصلاحات ساختار اداری در کشور آغاز شده است . هدف اصلی این اصلاحات بهبود در شیوه، روش و روند انجام امور اداری و کاهش بوروکراسی و تشریفات زائد اداری میباشد. این مشکلات و مسائل مدت های مدیدی است که سازمان اداری و دولتی کشور را دچار تشتت و آشفتگی کرده است و باعث شکایت و نارضایتی برونسازمانی و درونسازمانی شده است. این مسایل در سازمان های دولتی به نحوی باعث ایجاد مشکلات شده است. بوروکراسی پیچیده، اهداف متداخل و بعضاً متضاد در این سازمان ها باعث عدم دسترسی به اهداف سازمانی شده و در نتیجه نارضایتیهایی بر اثر چنین روندی بوجود آمده است.از سوی دیگر انتظارات افراد درمورد خدمات و محصولات و نیز نحوه و کیفیت ارایه آن به طور روزافزون درحال تغییر است و دولت نیز باید پاسخگوی این نیازها و انتظارات باشد . آنان خواهان این هستند که ساعات کار موسسات دولتی افزایش یابد و آنان هر زمان که خواستند بتوانند کارهای خود را انجام دهند، در صف ها معطل نشوند، خدمات با کیفیت تری دریافت کنند، خدمات و محصولات ارزان تری به دستشان برسد و مواردی از این دست که پاسخگوترین شکل دولت برای این انتظارات درحال حاضر «دولت الکترونیک» است. دولت ها همچنین برای جذب سرمایه، مشاغل و اشتغال، کارگران ماهر، گردشگران و موارد دیگر با هم در رقابت هستند و بدین منظور به امکانات جدیدی نیاز دارند که دولت الکترونیک این امکانات را برای آنها فراهم میآورد. لذا دولت الکترونیک، نه تنها موجب یکپارچه شدن خود با جامعه می شود بلکه باعث می گردد که دولت بر منابعی تأکید داشته باشد که بیشتر موردنیاز است. دولت الکترونیک باعث گسترش فرهنگ خودخدمتی (SELF SERVICE) می شود و شهروندان قادر می شوند تا آنجا که ممکن است به خود کمک کنند و از هزینه ها و اتلاف وقت خود بکاهند.تقریباً تمام کشورهای توسعه یافته هم اکنون به گسترش و ایجاد دولت الکترونیکی به عنوان یک استراتژی کلیدی که میتواند آنها را در قرن 21 به موفقیت برساند، توجه میکنند و به سرعت در حال ایجاد مقدمات اصلی این کار میباشنـد. درحالیکه شمـاری از فنآوریهای کلیـدی هم اکنون در بخش های دولتی وجود دارد، اما ضرورت دولت الکترونیکی از آنجا ناشی میشود که باعث یکپارچگی و تغییر شکل در ارایه خدمات و نیز تهیه اطلاعات برای شهروندان شده است. متوسط شاخص دولت الکترونیک در جهان 4267/0 است این در حالیاست که این شاخص در کشورمان به 3813/0 می رسد. در تعیین شاخص دولت الکترونیک معیارهایی از جمله تعداد رایانه های شخصی، تعداد میزبانان اینترنتی، افراد دارای دسترسی به اینترنت و تعداد خطوط تلفن ثابت و همراه مورد توجه قرار می گیرد. درصد جمعیت شهری شاخص توسعه نیروی انسانی و شاخص دسترسی اطلاعات نیز از دیگر معیارهای تعیین شاخص دولت الکترونیک از سوی سازمان ملل متحد است. همچنین مقدار این شاخص که بیشتر وضعیت زیرساختهای فنآوری اطلاعات در کشور را نشان می دهد، بیانگر ضعف زیر ساخت و پیشنیازهای لازم برای توسعه فنآوری اطلاعات در ایران است. لازم به ذکر است طبق آخرین تحقیقات سازمان ملل ایران از نظر فنآوری اطلاعات در میان کشورهای جهان رتبه 107 را به خود اختصاص می دهد.نظر به اینکه روند اجرایی برنامه های اصلاحات ساختاری در نظام اداری کشور از کندی خاصی برخوردار است و اساساً بدون گذر از این مرحله، امکان مدیریت صحیح برنامه های توسعه اقتصادی توسط دولت وجود نخواهد داشت مقتضی است تا از طریق شناسایی موانع و چالش های استقرار دولت الکترونیک در کشور و تسریع در پیاده سازی آن، برنامه های اصلاح ساختار نظام اداری کشور با سرعت بیشتری دنبال گردد.موانع گسترش دولت الکترونیکموانع گسترش دولت الکترونیک
از میان موانع گسترش دولت الکترونیک ،می توان به سه مورد اصلی اشاره کرد .1-عوامل فرهنگی 2-عوامل سازمانی و اداری 3-محدودیت منابع
1-عوامل فرهنگی : *موقعیت کنونی: بررسی دولتها و مطالعات اولیه آن ها برای به اجرا درآوردن طرح دولت الکترونیک نشان داده است که مشکل اصلی ایجاد و توسعه دولت الکترونیک،تکنولوژی نیست،بلکه مشکل اصلی در این است که آیا فرهنگ جامعه آمادگی پذیرش تغییرات بسیار زیادی که ایجاد خواهد شد رادارد یا خیر؟ این تغییرات تاثیر اصلی خود را بر کارمندان دولتی خواهند گذاشت.بررسی هانیز نشان می دهد که عدهای از کارمندان دولت با تغییرات سریع در نظام اداری مخالفند ،در حالی که عده ای دیگر با آن موافق بوده و از ان استقبال می کنند.برای راضی کردنعموم مردم نیز باید جامعه رامتقاعد کردکه انتقال اطلاعات به قدر کافی امن هست و حریم خصوصی افراد کاملا رعایت می شود. *محیط فرهنگی مطلوب دولت الکترونیک :در ساختار سازمانی یک دولت الکترونیک ،کارمندان به جای جلوگیری از خطرو ریسک در کارهای اداری به مدیریت ریسک می پردازند.در چنین محیطی افراد به خلاقیت و نو آوری در کارهای اداری تشویق می شوند.همچنین در جامعه اطلاعاتی پیشرفته ،شهروندان و واحدهای خصوصی به امنیت سیستم دولت الکترونیک اطمینان داشته و اکثر امئر خود را از طریق آن انجام می دهند. در چنین فضایی دولت نیز از خلاقیت و نو آوری حمایت می کند. *راه رسیدن به محیط فرهنگی مطلوب :پیش بینی می شود در جامعه ای مثل جامعه آمریکا ،طی یک دوره تبدیلی 5ساله موقعیت فرهنگی مناسب برای پیاده سازی دولت الکترونیک-چنان که ذکر شد-فراهم شود.پیش از هر چیز ،عملی ساختن دولت الکترونیک به یک مدیریت و راهبردی بسیار کارآمد نیاز دارد.این هیات مدیره تنها از متخصصین (آی تی)تشکیل نمی شودبلکه در این هیات افرادی با تخصص های اقتصاد،مدیریت و جامعه شناسی نیز حضور خواهند داشت.گام اصلی بعدی تنظیم یک برنامه همه جانبه برای ادامه عملی ساختن دولت الکترونیک است. 2-عوامل سازمانی و اداری: *موقیت کنونی سازمان ها و ادارات :در حال حاضر ،ادارات دولتی دارای روابط بین سازمانی نیستند و این به دلیل فقدان سک شبکه الکترونیکی مناسب بین آن ها می باشد.مسئولین این سازمان ها نیز تنها به مدیریت در حوزه درون سازمانی عادت کرده اند و ارتباط بین سازمانهای مختلف می تواند مشکلاتی برای آنها ایجاد کند.روش تصمیم گیری بالا به پایین نیز عامل دیگری است که به مشکلات مدیریتی دامن زده است. *ساختار اداری مطلوب دولت الکترونیک:در یک نظام دولتی الکترونیک،موانع و حصارهای بین سازمانی برداشته می شود ودولت ازیک نظام بسته و محتاط به یک نظام باز که در آن نوآوری حرف اول را می زند تبدیل می شود. *راه رسیدن به ساختار اداری مطلوب:یکی از راه های موثر می تواند دادن پاداش به کارمندان و مدیرانی باشد که به جا افتادن دولت الکترونیک در سازمان خود کمک می کنند.حتی برخی دولت ها ارگان های خاصی را جهت دنبال کردن این موضوع تاسیس کردهاند.در همین حال به موازات این فعالیت ها،متخصصین (آی تی)در حال ساختن زیر بنای لازم برای مرتبط ساختن ارگان های مختلف به یکدیگر خواهند بود.
3-کمبود منابع: *وضعیت حاضر:همان طور که گفته شد در حال حاضر –درجوامع پیشرفته ای مثل ایالاتمتحده –کمبودی از لحاظ منابع تکنولوژیک احساس نمی شود.اما کمبود نیروی انسانی متخصص چه از لحاظ فنی و چه از نظر مدیریتی یک مشکل عمده در راه سرعت بخشیدن به روند تغییر به دولت الکترونیک به شمارمی رود.از طفی به دلیل نو و بدیع بودن این موضوع در واقع می توان گفت که هیچ نیروی مدیریتی با تجربه ای،برای پیاده سازی دولت الکترونیک در سطح جامعه وجود ندارد. *وضعیت مطلوب برای پیاده سازی دولت الکترونیک:یک موج جدید از از افراد تحصیل کرده در فناوری اطلاعات و مدیریت وارد دولت مرکزی خواهند شد.از طرفی بهتر است دولت تا حد امکان به وسیله آموزش و حقوق بیشتر به جذب افراد شایسته از بین کارکنان فعلی دولت اقدام کند،زیرا این افراد با ساختار دولتی و اداری آشنایی بیشتری دارند. *راه رسیدن به وضعیت مطلوب :گر چه استخدام مدیرانی که توانایی های گسترده ای در فناوری اطلاعات دارند یک اقدام اساسی و اصولی محسوب می شود اما آموزش مدیران قدیمی و استفاده از آن ها این مزیت را داردکه این افراد می توانند در هزینه ها صرفه جویی کرده و اعتبارات مازاد را برای بهبود کیفیت زیر ساخت های تکنولوژیک دولت الکترونیک به کار گیرند.
منبع :1-sharon S.Dawes,Peter A.Bloniarz,Kristine L.Kelly, and Patricia D.Fletcher دولت الکترونیک و روند آن در ایران
دولت الکترونیک و روند آن در ایران یكی از مهمترین مقولات در جامعه اطلاعاتی، مسئله دولت الكترونیك است . دولت الكترونیك به معنای فراهم كردن شرایطی است كه دولتها بتوانند خدمات خود را به صورت شبانه روزی و در تمام ایام هفته به شهروندان ارائه كنند.این امر در سالهای اخیر به طور جدی در دستور كار دولتها قرار گرفته است و دولتمردان هوشمند نیروهای خود را در راه تحقق چنین شرایطی بسیج كردهاند و درصدد برآمدهاند كه فرآیندهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را با كمك فناوری نوین ارتباطات و اطلاعات اصلاح كرده و از این طریق به شیوه كارآمدتری به ارائه خدمات به شهروندان بپردازند .در حقیقت، به كارگیری و گسترش دولت الكترونیك غالبا در جهت انجام تغییرات در فرآیندهای دولتی نظیر تمركززدایی، بهبود كارایی و اثربخشی است .اصولا تعریف واحدی در باره دولت الكترونیك وجود ندارد و این مسئله ناشی از ماهیت پویا و متغیر فناوری است .امروزه به استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات به منظور بهبود كارایی و اثربخشی، شفافیت اطلاعات و مقایسه پذیری مبادلات اطلاعاتی و پولی در درون دولت، بین دولت و سازمانهای تابعه آن، بین دولت و شهروندان و بین دولت و بخش خصوصی دولت الكترونیك اطلاق میشود .
ما كجاییم؟ دولت الكترونیك در ایران با وجود آن كه هنوز متولی مستقلی ندارد، اما در بعضی حوزهها فعال است . قریب به 1000 سایت دولتی ایران با وجود همه كاستیها و نقصهایی كه در اطلاعرسانی دیجیتالی رسمی در وب وجود دارد، بخشی از روابط عمومی دیجیتالی كشور را به دوش می كشند.دفاتر دولت الكترونیك كه در استانهای مختلف كشور راهاندازی شده است، خدمات مختلف انتظامی و ثبتی را انجام میدهند و این خود یك گام به جلو در ارائه خدمات به شهروندان الكترونیكی ایران است .اعطای دهها میلیارد تومان تسهیلات از طریق طرح تكفا به بخش خصوصی در جهت تقویت زیربنای اقتصادی و علمی بخش خصوصی در حوزهای تی، خود تاثیر غیرمستقیمی در گسترش دولت الكترونیك در ایران دارد .با این وجود، دولت الكترونیك ما با رویههایی كه در كشورهای غربی حاكم است، از عقب ماندگی ساختاری و اجرایی رنج می برد كه قطعا عزم ملی و ایجاد طرح جامع در این راستا، می تواند در چشمانداز بیست ساله كشور، مشكلگشای بسیاری از موانع پیش روی باشد .
خلق دولت الكترونیك :یكی از مهمترین فرصتهایی كه فناوریهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی را پیش روی ما قرار میدهند، امكان استفاده از این فناوری برای مهندسی مجدد معماری دولت و قابل دسترستر، كارآمدتر و پاسخگوتر ساختن آن است .استفاده از این نوآوریها در فرآیند اداره امور جامعه، موجب پدیدار شدن واقعیتی به نام دولت الكترونیك شده است .امروزه عوامل مختلفی دست در دست یكدیگر دادهاند تا دولتها را وادار به تجربه شكل جدیدی از اداره جامعه بكنند .انتظارات افراد در مورد خدمات و محصولات و نیز نحوه و كیفیت ارائه آن به طور روزافزون در حال تغییر است و دولت نیز باید پاسخگوی این نیازها و انتظارات باشد . آنان خواهان این هستند كه ساعات كار موسسات دولتی افزایش یابد و هر زمان كه خواستند بتوانند كارهای خود را انجام دهند، در صفها معطل نشوند، خدمات باكیفیت تری دریافت كنند، خدمات و محصولات ارزان تری به دستشان برسد و مواردی از این دست كه پاسخگوترین شكل دولت برای این انتظارات در حال حاضر دولت الكترونیك است.دولت ها همچنین برای جذب سرمایه، كارگران ماهر، گردشگران و سایر موارد با یكدیگر در رقابت هستند و بدین منظور به امكانات جدیدی نیاز دارند كه دولت الكترونیك این امكانات را فراهم میكند.دولت الكترونیك برای كیفیت خدمات رسانی به شهروندان، فرصتهای خوب زیادی را ایجاد میكند . شهروندان قادرند به جای چند روز یا چند هفته ظرف چند دقیقه یا چند ساعت اطلاعات یا خدمات مورد نظر خود را دریافت كنند.شهروندان، شركتها و سازمانهای وابسته به دولت می توانند بدون استخدام وكلای دادگستری و حسابداران گزارشهای خواسته شده را دریافت كنند .كارمندان دولت می توانند به سادگی و به صورت كارآمد مانند كاركنان دنیای تجارت امور خود را انجام دهند .یك استراتژی موثر در زمینه استقرار دولت الكترونیك به بهبودهای قابل ملاحظهای از قبیل موارد ذیل در دولت منجر خواهد شد؛ تسهیل خدمت رسانی به شهروندان حذف ردههایی از مدیریت دولتی (كوچك سازی اندازه دولت)تسهیل اخذ اطلاعات و خدمات توسط شهروندان و شركتها و همچنین سازمانهای وابسته به دولت تسهیل فرآیندهای كاری سازمانها و كاهش هزینهها از طریق ادغام و حذف سیستمهای اضافی و موازی نمادهای مورد استفاده در دولت الكترونیك نمادهای دولت الكترونیك نشان دهنده این است كه یك دولت الكترونیك می تواند بخشها و افراد را با یكدیگر مرتبط سازد .G2C GOVERNMENT TO CITIZEN (تعامل میان دولت و شهروندان مهمترین و گسترده ترین نوع كاربرد دولت الكترونیك، رابطه دولت با شهروندان و بالعكس است. این رابطه شامل اخذ اطلاعات از سوی شهروندان از سازمانهای دولتی و ارائه خدماتی از سوی دولت به شهروندان به شیوه الكترونیك است G2G GOVERNMENT TO GOVERNMENT (تعامل میان سازمانهای دولتی در این نوع رابطه، سازمانهایی كه در زمینههای مختلف به اطلاعات نیاز دارند، میتوانند از طریق شبكههای موجود به این اطلاعات دسترسی یافته و خدمات خود را سریع تر به شهروندان ارائه كنند. BUSINESS G2B GOVERNMENT TO (تعامل میان سازمانهای دولتی و بخش خصوصی این نوع رابطه، اولین رابطهای بود كه توسعه پیدا كرد كه در این راستا پرداخت مالیات، اخذ آمار و اطلاعات ، ارائه تسهیلات و نحوه اخذ مجوزهای مختلف محتوای این نوع تعامل را شكل میدهد. G2E GOVERNMENT TO EMPLOYEES ( تعامل میان دولت و كارمندان دولت اطلاعات پرسنلی كاركنان، دریافت خدمات پرسنلی و سایر اطلاعات قابل مبادله میان سازمانهای دولتی و كاركنان دولت در این چارچوب قرار می گیرند. این چهار نوع كاربرد، ستونهای اصلی دولت الكترونیك تلقی میشود و در واقع این ارتباطات است كه روح دولت الكترونیك را تشكیل میدهد .
استراتژی استقرار دولت الكترونیك :
اولین گام در تدوین استراتژی دولت الكترونیك تعریف آن است . بدین معنا كه سیاستگذاران باید بدانند كه دقیقا در پی دست یافتن به چه چیزی هستند. دولت الكترونیك ظرفیتهای بالایی برای ایجاد ارتباطات الكترونیك بین دولت و شهروندان، دولت با بخش خصوصی و اجزای مختلف درون دولت دارد. هر حكومتی با توجه به شرایط خاص خود می تواند در هنگام تدوین استراتژی دولت الكترونیك مورد نظر خود، قلمرو نفوذ و گسترش این پدیده را تعریف كند.پس از این مرحله باید نسبت به تدوین استراتژی اقدام شود . این استراتژی از این لحاظ حائز اهمیت است كه برنامههای عملی مهندسی مجدد فرآیندها و رویهها را به گونهای كه در راستای دولت الكترونیك و حمایت كننده آن باشد، هدایت كرده و همچنین گامهای اولیه حركت را تعیین می سازد.این استراتژی باید دربرگیرنده مراحل ذیل باشد؛ تعریف ساختار دولت الكترونیك و اجزا و عناصر كلیدی آن تعیین مخاطبان و كاربران دولت الكترونیك ترسیم چشم اندازی كه به سادگی قابل درك باشد و دربرگیرنده نتایج مورد انتظار از دولت الكترونیك باشد تعیین اهداف عملیاتی كه قابل سنجش و قابل اندازه گیری باشند تعیین خط مشیهای لازم به منظور حمایت از تحقق مطلوب دولت الكترونیك تعریف شیوهای كه میزان آمادگی سازمانی برای استقرار دولت الكترونیك را تعیین كند .تعریف فرآیند و مراحل استقرار دولت الكترونیك .بررسی پدیده دولت الکترونیکی در دو کشور ایران و هند
بررسی پدیده دولت الکترونیکی در دو کشور ایران و هند:
استقرار دولت الکترونیک در کنار مشکلات و موانعی که دارد،فواید بزرگی به ارمغان خواهد آورد. اما پایبندی جدی دولتمردان یکی از شروط اصلی موفقیت در این حوزه است. درک کامل صحیح از حوزه های مرتبط نظیر اصول تجارت الکترونیک ، وجود استراتژی روشن برای غلبه بر موانع دگرگونی نظیر مخالفت اتحادیه ها با مانع تراشی رقبا و ... همگی زمینه ساز به وجود آمدن دولت الکترونیک محسوب می شوند. بدون شک در صورت تحقق جنبه های مختلف دولت الکترونیک،شیوه کنونی انجام امور توسط دولت ها دگرگون خواهد شد. اگر تکنولوژی پیشرفت های لازم را بکند و متخصصان و مدیران شرکت های فعال در زمینه دولت الکترونیک با چشم باز حرکت کنند،این شرکت ها و سایت های مربوطه،هر آنچه که اکنون کارکنان دولت انجام می دهند، با سرعت بالاتر انجام خواهند داد و ما در بسیاری از نقاط جهان شاهد آن خواهیم بود که برخی نهادها و سازمان های دولتی فلسفه وجودی خود را از دست خواهند داد. این فرایند در صورت تحقق مانند بسیاری از رویدادهای دیگر، در ابتدا نگرانی هائی را به وجود می آورد، اما درست شبیه تمام فرایندهای انقلاب گونه نمیتوان از پیشرفت آن جلوگیری نمود. ما به مدیرانی نیاز داریم که با درک جوانب گوناگون این روند،ضررهای آن را به حداقل رسانده و حداکثر استفاده را از فواید آن ببرند. دولت ها درک نموده اند که اگرچه رویکرد غیر فعال به موضوع دولت الکترونیک آن ها را از بازار خارج نخواهد کرد، اما آن طور که فکر می کردند در مقابل رقبا ایمن نخواهند بود.
وضعیت دولت الکترونیکی در هند:
رشد چشمگیری که هندی ها طی چند سال اخیر در زمینه فناوری اطلاعات و به ویژه نرم افزار داشته اند،بر کسی پوشیده نیست.این کشور توسعه صنعت فناوری اطلاعات را از اوایل دهه 90 آغاز نمود و هم اکنون با کسب موفقیت های فراوان طی این دوره زمانی نه چندان طولانی درصدد است تا از فناوری اطلاعات به عنوان اهرمی در راستای توسعه بهره گیرد و جایگاه متفاوتی را برای این کشور در عصر جامعه اطلاعاتی رقم بزند. .یکی از عرصه هائی که دولت هند طی چند سال اخیر آن را در دستور کار خویش قرار داده و خط مشی هائی نیز برای آن وضع نموده است،استقرار دولت الکترونیکی در این کشور بود.در حقیقت هند سعی دارد نقش فناوری اطلاعات در فرایند اصلاحات عمومی را پر رنگ نموده و همچون سایر کشورها از آن در راستای بهبود ارائه خدمات بخش عمومی استفاده نمایند. دولت هند سال 2001 را سال دولت الکترونیکی نامیده است و وزارت فناوری اطلاعات را مسئول اجرای دولت الکترونیکی این کشور نموده است که این وزارتخانه موظف است با الگوبرداری از اقدامات موفق سایر کشورها در زمینه استقرار دولت الکترونیکی و با تشویق بخش خصوصی به مشارکت فعال،بسترهای اجرای موفق دولت الکترونیکی را شناسائی و تمهیدات لازم جهت استقرار آن را فراهم آورد، همچنین الگویی که دولت مرکزی هند و ایالت های آن جهت استقرار دولت الکترونیکی دنبال می کنند الگوی اسمارت می باشد که ایجاد دولتی ساده،اخلاقی،پاسخگو،مسئول و شفاف را سرلوحه فعالیت های دولت قرار می دهد.
وضعیت دولت الکترونیکی در ایران:
امروزه در خصوص تحقق دولت الکترونیک در میان دولتمردان و مسئولان کشور اتفاق نظر وجود دارد و تلاش هائی نیز در این زمینه انجام شده است، لکن به رغم این اقدامات و تلاش ها،هنوز تا تحقق دولت الکترونیک در کشور راه زیادی مانده است. همچنین براساس آخرین تحقیقات سازمان ملل،ایران از نظر فناوری اطلاعات در میان کشورهای جهان، رتبه 107 را به خود اختصاص داده است. آنچه که بیش از همه موارد گریبان کشوری مثل ما را گرفته است،زیرساخت های فرهنگی و اجتماعی است. فناوری اطلاعات در بخش دولتی و استفاده از آن در جهت ارائه خدمات و اطلاعات به بخش عمومی ( دولت الکترونیک ) در ایران نیز چند سالی است که مورد توجه سیاستگذاران و مدیران قرار گرفته است و اگر چه کاربرد فناوری اطلاعات در ایران سابقه ای به نسبت طولانی دارد اما جهت گیری اصلی آن در گذشته تأکید بر رویکرد درون نگری و با هدف بهبود در نظام اداری و افزایش کارایی بوده است . اما بکارگیری آن در شکل نوین با تأکید دولت و تصویب آن از سوی مجلس شورای اسلامی در برنامه سوم توسعه سرفصل جدیدی را برروی این صنعت در جامعه گشوده است . در برنامه سوم توسعه و در راستای تجزیه و تحلیل نارسایی ها وارائه راهکارهای اجرایی ، ابتدا به بررسی اثرات اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی آن پرداخته و سپس با تحلیل مشکلات این صنعت ، خطوط اصلی ساختاری ، نهادی و سیاسی در حوزه های مختلف این صنعت را مشخص کرده است .
موانع استقرار دولت الکترونیکی :
یکی از صاحبنظران موانع استقرار دولت الکترونیک را موارد زیر برشمرده است : عدم احساس نیاز به وجود دولت الکترونیکی عدم حمایت مدیریت ارشد سازمان ها ناتوانی در مرزبندی بین اطلاعات محرمانه و اطلاعاتی که باید در دسترس شهروندان و بنگاه های اقتصادی قرار گیرد. هزینه سنگین ایجاد، نگهداری و توسعه شبکه های اطلاع رسانی و پایگاه های اطلاعاتی کمبود تخصص فناوری اطلاعات در برخی کشورها نتیجه گیری
نتیجه گیری :
ارتباط میان دولت الكترونیك و حكومتداری خوب به قدری نزدیك است كه برخی صاحبنظران معتقدند كه دولت الكترونیك اگر در نهایت به حكومتداری بهتر منجر نشود هرگز رسالت خود را به انجام نرسانیده است. دولت الكترونیك شیوهای است برای حصول اطمینان از اینكه همه شهروندان به گونهای یكسان از فرصت مشاركت در تصمیماتی برخوردارند كه به نوعی بر وضعیت و كیفیت زندگی آنها تاثیر می گذارد. این شكل جدید ازحكومتداری، شهروندان را از مصرف كنندگان منفعل خدمات دولتی به بازیگران فعال تبدیل میكند كه میتوانند در باره نوع خدماتی كه به آن نیاز دارند اظهارنظر كنند. دولت الكترونیك امكانات گستردهای را برای عینیت یافتن آرمانهای حكومتداری خوب فراهم میكند و با به كارگیری فناوریهای جدید ارتباطی و اطلاعاتی به بهبود فرآیندهای ارائه خدمات در بخش عمومی، تسریع ارائه خدمات به شهروندان، پاسخگوترشدن ماموران دولتی، شفاف شدن اطلاعات، كاهش فاصله میان مردم و دولتمردان، مشاركت اثربخش تر شهروندان و اعضای جامعه مدنی در فرآیند تصمیم گیری عمومی، گسترش عدالت اجتماعی از طریق فرصتهای برابر افراد برای دسترسی به اطلاعات و.... كمك شایانی میكند و حكومتها چنانچه بخواهند در مسیر تحقق حكومتداری خوب حركت كنند باید به ابزار نیرومندی همچون دولت الكترونیك مسلح باشند The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
|